روزهای دلدادگی به اباعبدالله



اس ام اس روز عاشورا


از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا ؟

یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا ؟

بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام

بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا ؟

الـــــــــــــــــــتــــــــــــــــمــــــاس دعـــــــــــــــــــــــا


محرم

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

امام باقر علیه السلام: چون جدّم حسین علیه السلام كشته شد فرشتگان با گریه و فغان به درگاه خداوند عزّ و جلّ فریاد برآوردند كه: اى سرور ما! آیا از كسانى كه برگزیده تو و فرزند برگزیده تو و بهترین آفریده تو را مى كشند چشم مى پوشى؟ خداوند عزّ و جلّ به آنان فرمود كه: فرشتگان من! آرام گیرید؛ به عزّت و جلالم سوگند از آنان انتقام خواهم گرفت گر چه به طول انجامد. آن گاه خداوند عزّ و جلّ امامانِ نسل حسین علیه السلام را به فرشتگان نشان داد و فرشتگان بدان شادمان گشتند. در میان آنان یكى ایستاده بود و نماز مى خواند. خداوند فرمود:  با این قائم از آنان انتقام مى كشم.

أعظم الله أجورنا بمصابنا بالحسین علیه السلام و جعلنا و إیّاكم من الطالبین بثاره مع ولیّه الإمام المهدی (عج)

در حسینیه دلمان، مرغهای محبت سینه می زنند و اشکهای یتیم در خرابه چشم، بی قراری می کنند.

سینه ما تکیه ای قدیمی است، سیاهپوش با کتیبه های درد و داغ، که درب آن با کلید « یا حسین » باز می شود و زمین آن با اشک و مژگان، آب و جارو می شود.

ما دلهای شکسته خود را وقف اباعبدالله کرده ایم و اشک خود را نذر کربلا، تا شاید این « وقفنامه » به امضای حسین برسد.

در این خشکسالی دل و قحطی عشق، نم نم باران اشک، غنیمتی است!

خدایا!  ما را به چشمه کربلا تشنه تر کن!

و تو ای محرم!

تو آن كیمیاى دگرگونه‏ سازى كه مرگ حیات آفرین را - به نام «شهادت‏» به اكسیر عشقى كه در التهاب سر انگشت ‏سحرآفرینت نهفته است، چو شهدى مصفا و شیرین به كام پذیرندگان مى‏چشانى.

تو آن خشم خونین خلق خدایى كه از حنجر سرخ و پاك شهیدان برون زد.

 تو بغض گلوى تمام ستمدیدگانى كه در كربلا ، نیمروزى به یكباره تركید و آن خون دل و دیده روزگار كه با خنجر كینه توز ستم، بر زمین ریخت.

الا اى محرم! تو به چشم و دل قهرمانان و آزاد مردان كه همواره بر ضد بیداد، قامت كشیدند و در صفحه سرخ تاریخ، زیباترین نقش جاوید را آفریدند، تو آن آشناى كهن یاد و دشمن‏ ستیزى كه همواره در یادشانى.

الا اى محرم!...

یا رب الحسین(ع) بحق الحسین(ع):

همه ما و ملت اسلامی ما را مودب به آداب ماه محرم قرار ده...

توفیق بهره گیری از این ماه و عزاداری خالصانه و توسل خاشعانه به اهل بیت عنایت بگردان...

ظهور قائم (عج) آل محمد(ص) را نزدیک بگردان و ما را از یاران و پیروان حضرتش قرار ده....

عید ولایت و امامت گرامیباد


 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

برخاست و رسالتش را تکمیل کرد؛ می‏دانست باغ فردا را چه گل‏هایی روشن می‏کند. غمگین علف‏های هرزه بود؛ و سرمست از عطر گل‏هایی که در راه بودند.

آهای، مردم! این، آخرین ودیعتی است که عشق بر شانه‏ های خسته ولی صبور من گذاشته؛ مژده می‏دهم شما را به پیوند خدا و ملکوت با زمین، به پیوند بی‏وقفه نور و رنگین کمان، به بارانی که ریشه در خاک دارد و آسمان به شستن سر و روی خودش با آن، مباهات می‏کند.

خورشید نورش را از چشم‏های صبور این مرد می‏گیرد. ستاره‏ ها تلالؤ آسمانی خنده‏های او هستند. هر چند این مرد غمگین کم می‏خندد؛ امّا باور کنید وقتی بخندد، دنیا را بهاری می‏کند!

بخند علی!

تو می‏دانی که امید تمام پیامبران قبل از منی.

تو معنی دهنده تمام گریه‏ های شبانه نوحی.

تو هیبت موسا داری.

تو نفس عیسا داری.

تو از خون ابراهیمی، از تبار اسماعیل، از سلاله عشق.

تو محمدی!

تو، من هستی و من، توام؛ در آیینه وحدت ازلی. تو ادامه همه دلتنگی‏های من و حرا هستی.

بخند علی و دستی را که بالا می‏برم، ایستاده نگه دار! تا تاریخ زیر سایه آن بخندد، تا فردا از سر انگشت‏های تو اجازه ورود بگیرد، تا عشق حق داشته باشد از این همه باران بی‏وقفه ه‏ایی که بر این دل‏های خسته باریدیم، بگوید.

حالا رنگین کمان چشم‏های تو معنای همه باران‏هاست.

حالا منم و دست‏های تو و تویی دست نیاز این خاکِ مشتاق.

آن سوتر از برکه، در صحرا غلغله برپاست. شادباش گویان از راه می‏رسند؛ امّا کائنات به تهنیت مردی می‏آید که صبوری سال‏های سخت فردا از چشم‏هایش هویداست و به همه دشنه‏ هایی که در راهند با لبخندی به وسعت این کویر می‏نگرد...

بگذار سکوت علی پایانی باشد بر همه زخم‏های تاریخ؛ امّا فریاد آسمان از همین دقایق جاری برمی‏خیزد. لبخند بزن علی!

عید لبخند است، هر چند دلت اندوه کوه‏ ها را بکشد..

لبخند بزن مولا! لبخند بزن امام! لبخند...

کاش رفتگان تاریخ هم برمی‏گشتند!

کاش آیندگان را مجال وصالی بود؛ شاید ما غربت‏نشینان شهر غیبت هم شاهد می‏شدیم؛ آن‏گاه که محمد با گلوی خسته از گذر سال‏ها، مرتضی را تصنیف کرد.

یاد دارم عشق، سال‏های سال برای غدیر، جشن تولد می‏گرفت و امامت از دستان حقیقت باران، هدیه تولد می‏ستاند.

یادم می‏آید کودکی افکار بکرم را که دل به بازی بادکنکی می‏دادم و از درک عظمت غدیر غافل بودم و حالا می‏فهمم که چگونه مردمان مدینه، غدیر در یادشان ماند و علی از یادشان رفت.

کودکان به حج رفته مدینه از غدیر، تبریک و شادباشی شناختند و علی ماند و مسئولیت این قوم و علی ماند مولاییِ مردمی کم‏ حافظه.

همه جا را چراغانی کنید!

ای مردمان کوچه تاریخ! زمان را چراغانی کنید؛ نکند حافظه تاریخ کم شود!

نکند خبر امامت ابوتراب، لای ورق‏های تاریخ، خاک بخورد! همه جا را چراغانی کنید؛ هر چراغی که به شکرانه برمی‏افروزید، آیه‏ ای از حقانیت علی خواهد شد.

آری! غدیر، فقط آبگیری خشک نیست؛ غدیر، جغرافیای تنهایی علی و فاطمه است.

غدیر، خاطره تشیع است که نیمه شب‏ها و سحرگاهان، ذکر نام علی و فرزندانش را تداعی می‏کند.

ولایت امیر المؤمنین علی علیه‏السلام ، چشمه حیات لازَمان و لا مکانی است که در جوشش همواره خویش، هیچ کس را از آن بیعت تاریخی محروم نمی‏کند.

از رحمت خدا دور است هرکه این باب فیض الهی را بر مشتاقان حق ببندد و نعمت ولایت را از آنان دریغ نماید.

آن منبری که در غدیر خم ساخته شد تا رسول خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله بر فراز آن دست علی علیه‏السلام را در دست خویش بفشارد، تندیس اهورایی پیوند ولایت به نبوت بود که هنوز در عرصه تاریخ ماندگار است و انعکاس آن صدای ملکوتی حضرت خاتم که آیه حقانیّت وجود امیر المؤمنین علیه‏ السلام را قرائت فرمود، هر لحظه در گوش‏های زمانه تکرار می‏شود.

یاران! شتاب کنید، مبادا از میوه‏ های آسمانی این شاخه طوبی دستمان کوتاه بماند که درخت ولایت، ریشه در بوستان وحی دارد و شاخ و برگ در آسمان‏ها گسترده است.

می‏دانم توانی بسیار باید دستمان را که بتواند با دستِ خدا بیعت کند و آن همه عظمت را در خویش بفشارد؛ ولی هراسی به دل راه ندهید! بگذارید دستمان زیر فشار قدرت علی علیه‏ السلام بشکند؛ اما بیعتمان استوار بماند!...

دستانمان را به دستان پر مهر علی(ع) باز میسپاریم...

ربنا آتنا نگاهش را، که هوایم دوباره بارانی است

السلام علیکْ یا دریا که دلم بی قرار و توفانی است

اِنّ فی خلق تو خدا هم مست، روحْ حیران، فرشته‌ها هم مست

اِنّ فی خلق تو زمین مبهوت، زیر یک آسمان پریشانی است

«لا اله»َم ! کجای «الا» یی؟ روح دریا ! کجای دریایی؟

مثل آبی به چشم ماهی‌ها، ای «هوالظاهر»ی که پیدا نیست

«یا سریع الرضا»ی لبخندت، عاشقان را کشیده در بندت

«یا ولیَّ الذینَ» یک دنیا که در اسم تو غرق حیرانی است

«و اذا الشّمسْ» پیش تو تاریک، «واذا البحرْ» از تو در جوشش

واذا القلبِ من که می‌پرسند: به کدامین گناه قربانی است؟

من که از «اِنّما ولی» مستم، در هوای «هوالعلی...» مستم

از «شراباً طَهورِ» چشمانت، شب میخانه‌ام چراغانی است

«اشهد انَّ» هر چه دارم تو، «وقِنا من عذابِ نار»َم تو

آه، «یا ایها العزیز»َم آه، توشه‌ام این غزل که ‌می‌خوانی است

«لیْتَ شِعری» که شعر من آیا می‌رسد تا به ساحلت؟ دریا !

- ناله‌های کبوتری زخمی که در این بند تیره زندانی است

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_